تاریخ ایجاد: 09:50
شهید عبدالحسین حمایتی
تصویر شهید
تاریخ ومحل ولادت:
شهید حسین حمایتی فرزند حاجی‌آقا در تاریخ پانزده خرداد 1345 مطابق با اربعین حسینی به سال 1386 هجری قمری متولد شد
تاریخ و محل شهادت:
شغل:
نحوه شهادت :
شهید حسین حمایتی فرزند حاجی‌آقا در تاریخ پانزده خرداد 1345 مطابق با اربعین حسینی به سال 1386 هجری قمری متولد شد. دوساله بود که به همراه خانواده به زیارت کربلای حسینی رفت و آستانه مقدس آن حضرت را بوسید و پیمان خونین وفا را با مولایش ابا‌عبدالله امضاء کرد.
زندگینامه

شهید حسین حمایتی فرزند حاجی‌آقا در تاریخ پانزده خرداد 1345 مطابق با اربعین حسینی به سال 1386 هجری قمری متولد شد. دوساله بود که به همراه خانواده به زیارت کربلای حسینی رفت و آستانه مقدس آن حضرت را بوسید و پیمان خونین وفا را با مولایش ابا‌عبدالله امضاء کرد.

حسین دوره ابتدائی را در دبستان ملی سعادت و دوره راهنمائی را در مدرسه شهید پاسدار گذراند. شهید حمایتی با سن کم خود در تظاهرات دوران مبارزات با نظام شاهنشاهی دلیرانه شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همراه با یارانش به پاسداری از انقلاب در کلانتری‌ها مشغول به‌کار شد. سپس به مبارزه با گروهک‌های خود‌فروخته پرداخت و همواره با توطئه‌های آنان در‌گیر بود.

او سال اول متوسطه را در دبیرستان شریعتی می‌گذراند که جنگ تحمیلی آغاز شد. تعهد و شوری که در وجودش بود، او را به عضویت بسیج سپاه پاسداران درآورد و همزمان در انجمن اسلامی ابا‌عبدالله و شهید مختار فعالیت خود را شروع کرد. سپس راهی جبهه‌های نبرد نور علیه ظلمت شد و در عملیات والفجر 2 با سمت فرمانده گروهان به مبارزه با دشمن بعثی پرداخت و سه شبانه روز به اتفاق پانزده نفر از یارانش در محاصره دشمن بودند و جانانه مقاومت کردند تا به لطف خدا و کمک سایر رزمندگان، پادگان حاج‌عمران را فتح کردند. او در عملیات خیبر به عنوان نیروی ویژه شرکت داشت و پس از مدتی به گردان‌های رمضان پیوست و مدت سه ماه در جزیره جنوبی مجنون به مقابله با دشمن بعثی پرداخت.

وصیت نامه
به نام خدا

صحبت‌هاى خود را شروع مي‌كنم باشد كه خدا توفيق اتمامش را به من عطا فرمايد. در لحظاتى شروع به نوشتن مي‌كنم كه حداكثر عمليات تا سه ساعت ديگر آغاز مي‌گردد. در اول عرایضم، به كليه برادران عزيز حزب‌الله سفارش مي‌كنم جبهه‌ها را بيش از پيش گرم نگه‌دارند. زندگى مى‌گذرد، سختي و راحتى‌، پستى و بلندى، ‌ولى ‌چيزى‌‌كه ‌مي‌ماند براى‌ آخرت انسان، عمل ‌اوست. گرچه بايد بگويم عمل من نتوانست حداقل خودم را راضى كند، چه رسد به رضايت خدا!

هميشه در اين آرزو باشيد که عاشق خدا شويد، به او نزديك شويد، دنيا (را) براى دنيا‌دوستان بگذاريد و هميشه پيرو خط رهبر عزيز امام خمينى باشيد و پشتيبانى قاطع نمايید ... گوش به حرف هيچ‌يك از مخالفين خط امام ندهيد كه اينان گمراهانند و صحبت جدى دارم با مسئولين، آنانى‌كه در خط امام و انقلابند انشاء‌الله كه خدا توفيق روزافزون به آنان عطا فرمايد. تقاضا دارم جوانان حزب‌الله را در امور داخل كنيد و متكى به اين نباشيد كه اينان تجربه كارى دارند و يا تخصص. اگر شما اينان ‌را وارد كار كنيد، مطمئن ‌باشيد در آينده ‌از اشخاص‌ متخصص بيش‌تر مى‌شوند و اين به واسطه اين است كه به خدا اتكاء دارند و صحبتى نيز با مسئولينى كه هنوز توفيق اين را پيدا نکردند خود را با انقلاب ‌و مردم ‌تطبيق ‌دهند. بدانيد خدا ناظر بر اعمال شماست. تك تك شهداء بر شما نظارت ‌مي‌كنند، از خدا بترسيد كه خشم خدا را نمي‌توانيد جلوگير باشيد. خانواده شهداء را اذيت نكنيد. عزيزان ‌حزب‌الله ‌را خار در چشم و استخوان در گلو نگذاريد. همين‌طور كه ابر‌قدرت‌ها را نيز همين‌ها به زانو در‌آوردند، به حساب شما نيز رسيدگى مي‌كنند، ولى قبل از اين به اشتباهات خود پى ببريد، خود را اصلاح كنيد.

عرضى هم دارم خدمت امت عزيز، واقعاً شرمنده هستم كه مي‌بينم ‌اين همه ‌از خود‌گذشتگى، اين ‌همه ‌ايثار (و) فداكارى، ولى نتوانستم خود را غرق ‌در شما كنم. عزيزان، انقلاب ‌را مانند هديه‌ای گرانقدر كه به شما از سوى خداوند سبحان رسيده است، ‌با جان و دل محافظت كنيد و مانند حسين‌بن‌على‌(علیه‌السلام) خود را و خانواده خود (را) فداى راه خداكنيد و اين دنيا را با آخرت ‌مبادله ‌كنيد و اين، بزرگ‌ترين و پرصرفه‌ترين تجارت است كه اهل دل درك عرائضم (را) مى‌كنند.

مادران، خواهران، پدران، عزيزان، خود را راهى حسين كنيد كه مانند اهل كوفه نباشيم. اين صحبتم به منزله اين نيست كه كسى در صحنه نباشد، ولى مى‌خواهم هر كس سهم خود را ادا كند و خود آن‌ها در ثوابش شريك شوند. انشاءالله كه همه همين‌طور هستند. ما مي‌توانيم خود را در خط امام و انقلاب بدانيم كه هيچ فشارى ‌نگذاريم ‌به وطن عزيزمان وارد شود. گوش به امر امام باشند كه همه ملت اين‌چنين ‌هستند.

... به همه سفارش مي‌كنم صبر را پيشه خود كنند كه بهترين صلاح است. خدايا تو را شكر مي‌گويم كه در اين خط قرارم داده‌اى. خدايا از درگاهت تقاضاى بخشش مي‌كنم كه نتوانستم آن‌طوركه خودت صلاح مى‌بينى بندگي‌ات كنم. همچنين تقاضا دارم آن‌هایى كه منحرفند (را) هدايت و مغرضان را نابود بفرما. به اميد زيارت كربلا.

در آخر تقاضا دارم اگر به كربلا نرسيدم، به نيابت (از) اين حقير به حرم سرورم برويد و به‌جاى من طواف حرم شريفش را انجام دهيد.

والسلام، عبدالحسين حمايتى، 20/11/1364

مناجات‌نامه:

خدایا! تو شاهد باش که ما در این جنگ برای پیروزی اسلام و هجرت به‌سوی مرگ آماده‌ایم و راهی می‌رویم که در آن نه گریز باشد، نه انزوا و نه ترک مبارزه. از مرگ هم نمی‌هراسیم و عاشقانه خواهان آن هستیم.

خدایا! آمده‌ام به در خانه‌ات، آمده‌ام تا که درد دل خود را با تو بازگویم. خدایا! خود شاهدی که برای رضای تو، برای نصرت و یاری تو و دین رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) تو به جهاد رفتم و جان بی‌ارزش را فدا کردم. خدایا! مرا بپذیر و از گناهان من درگذر، که تو رحیم و غفوری! تمام عمرم را با گناه و دلهره به سر بردم و از اعمال خود شرمسارم.

خدایا! عاشقی هستم که از دیار عاشقان خسته به‌سویت می‌آیم با کوله‌باری از گناه، پس مرا دریاب و ببخش و مرا از در خانه‌ات برمگردان. خدایا! من خواهان شهادتم، نه به این معنی که بخواهم از این دنیا فرار کنم؛ هرگز، بلکه می‌خواهم اگر زنده بودنم موجب رشد دیگران نشد، لااقل خونم بتواند راه‌گشای این عمل شود و موجب باليدن دیگران شود.

خدایا! چه سخت است آن لحظه که بین دو دوست صمیمی جدایی می‌افتد و چه دشوار آن لحظه که رهرو به مقصدش نمی‌رسد و یک عاشق به معشوق خود نمی‌رسد، پس خدایا! سنگيني این سختی‌ها را از دوش من بردار. خدایا! از تو می‌خواهم که مرگم را شهادت در راه خودت، زیر پرچم اسلام با اولیاء خودت قرار دهی.

خدایا! هرگز فکر سعادت شهادت در راهت را باور نمی‌کردم، نمی‌دانم چگونه شکرت را به‌جا آورم. خدایا! خودت می‌دانی که چگونه شکرت را به‌جا آورم که سعادت حقیقی را نصیبم کردی، با حسینیان همراه کردی، به جبهه راهم دادی، از منکرات و تخیلات بیهوده دور و از ظلمت به نور رهنمونم كردی، از لهویات دنیا به انوار الهی سوق دادی، شراب عشقت را به من نوشاندی و در زمره کسانی‌که در راه تو نبرد می‌کنند قرار دادی.

خدایا! نمی‌دانم چگونه شکرت را به‌جا آورم که در این زمان، امام عزیز را برای هدایت ما فرستادی. خدایا! نمی‌دانم اگر امام خود را تنها رها کنم، به چه عذاب بزرگ و دردناکي دچار خواهم شد؛ زیرا خداوند در قرآن تمام امّت‌ها را نام برده و علت عذاب همگی را رفتن به راه طاغوت زمان خود می‌داند.

بار پروردگارا! از عنایتی‌که به این بنده ضعیف كردی تا به‌سوی تو بشتابم و مهمان خوان گسترده‌ات باشم، سپاسگزارم. خدا را شکر می‌کنم که مرا در لشگر اسلام قرار داده و شکرگزارم که در صف کسانی هستم که می‌توانم با اهدای خون خود رضای خدا را کسب نموده و در پیشگاه او بخشوده شوم و امیدوارم که خداوند این اعمال ما را قبول بفرماید.

خدا را شکر می‌کنم که در روی زمین و در بین این همه ملت‌ها، از ملتی هستیم که رسالت حکومت اسلامی و امام زمان(عج) به آن سپرده شده ‌است. سپاس و حمد بر خدای یکتا که ما را آفرید و به ما عقل داد تا به وسیله آن معرفت و شناخت الهی پیدا کنیم و به وسیله عقل، راه را از چاه تشخیص دهیم.

الهی، یا قدوس، یا ارحم الراحمین، من ذلیلم، من کوچکم، به عظمت خودت تواناییم ده، با نور خودت آشنایم کن، قطعه قطعه بدن پر دردم، عاشق اسلام و عاشق شهادت است. خدایا، نگذار چشم بسته از این دنیا بروم. ای مهربان، من نیز عاشق تو هستم. ای بخشنده مهربان، کرمی در حق من کن و مرا ببخش و در صف عاشقانت قرار ده. خدایا، وجود مرا برای لقای خودت و رساندن عاشق به معشوق آماده ساز.

به نام او که از اویم، به نام او که زنده به اویم، زندگیمان به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، یارم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، احساسش می‌کنم با قلبم، با ذره ذره وجودم و با تمام سلول‌هایم. ای همه چیزم، به یادت هستم، به یادم باش که بی‌تو هیچ و پوچ خواهم بود.

خدایا دوست دارم که اگر شهید شدم، بی سر باشم که در مقابل امام حسین‌(علیه‌السلام) روسفید باشم. خدایا، بر من رحم کن. خدایا همیشه خواسته‌ام که شهید شوم. این آرزو را برایم برآورده کن.

ای معبود من، ای آن‌که دل‌های پاک در لقای تو می‌تپد. خدایا، من با تو در شهادت دوستانم و به هنگام بلند‌شدن ناله‌های کودکان مادر از دست داده در بمباران‌های دشمن، با تو پیمان بستم و عهد نمودم که تا پایان راه بروم و حال بر پیمان خود وفا کردم. الهی، من به وفاداری و خلوص عمل نمودم، تو نیز مرا بپذیر.

 

 

درباره شهید

Sabz Map