تاریخ ایجاد: 09:49
شهيد قاسم هاشم‌زاده هریسی
تصویر شهید
تاریخ ومحل ولادت:
تاريخ‌تولد: 1337
تاریخ و محل شهادت:
تاريخ شهادت: 25/12/63
شغل:
نحوه شهادت :
شهید قاسم هاشم‌زاده هریسی در سال 1338 ه ش در شهرستان هریس(آذر شرقی) در خانواده‌ای روحانی پا به عرصه وجود گذاشت
زندگینامه

زندگی‌نامه:

شهید قاسم هاشم‌زاده هریسی در سال 1338 ه ش در شهرستان هریس(آذر شرقی) در خانواده‌ای روحانی پا به عرصه وجود گذاشت. دوران طفولیت را در دامن مادری باتقوا گذراند. در 10 سالگی مادرش را ازدست داد و همراه پدر رهسپار قم شد و تحصیلاتش را در آن شهر ادامه داد. بعد از طی دوره راهنمایی، وارد هنرستان صنعتی شد و در رشته اتومکانیک به تحصیل پرداخت. ایشان در سال 1356 ه ش پدر خود را نیز از دست داد.

شهید هاشم‌زاده با شروع قیام مردمی علیه رژیم شاه، در تظاهرات شهرهای قم و هریس شرکت می‌کرد.

پس از پیروزی انقلاب وی در سال 1358 ه ش از انستیتو فنی تبریز فوق‌دیپلم خود را گرفت و در شهرستان هریس به کسوت معلمی درآمد.

شهید هاشم‌زاده بر علیه گروهک‌های ضد انقلاب همچون حزب خلق مسلمان و ... فعالیت می‌کرد و جوانان را نسبت به توطئه آن‌ها آگاه می‌نمود.

آمریکا که از گسترش انقلاب اسلامی در منطقه نگران بود، غائله کردستان را توسط گروهک‌ها بوجود آورد. شهید عزیز اولین کسی بود که سنگر مدرسه را رها کرد و به کردستان رفت و به مبارزه با دشمنان انقلاب پرداخت.

پس از حمله صدام به میهن اسلامی، قاسم عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد و با رشادت‌ و درایتی که داشت، به فرماندهی گردان منصوب شد. او در عملیات خیبر به شدت از ناحیه دست مجروح شد و پس از بهبودی به جبهه بازگشت. شهید هاشم‌زاده در عملیات بدر مسئولیت معاونت گردان خط‌‌شکن امام حسین(علیه‌السلام) و محور عملیاتی لشکر 31 عاشورا را عهده‌دار بود و در همین عملیات به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

شهید هاشم‌زاده انسانی متواضع و مهربان بود و مسئولیت‌هایی که بر عهده او گذاشته می‌شد، به خوبی ایفا می‌کرد. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.   

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

خدايا دل‌شكسته‌اى به سوى تو آمده ‌و عقده‌‌هاى دل خود را براى تو باز‌كرده كه ديگر  ما خسته شديم. دوستان سوى تو شتافتند، هنوز ما اندر سر يك پيچيم. ما را هم به آن‌ها  پيوند ده.  بار الها،  ما بيچاره و دل‌شكسته‌ايم و فقط تهى‌دستيم، ‌درمانده پى درمانيم و بريده از همه جایيم، غير از تو كسى را نداريم، رو به آستان تو نهاده‌ايم، از كرده‌هاى خود پشيمانيم، لطف و عنايت از تو داريم كه ما را در اين جهان  به راه راست هدايت و در آخرت ما را   با شهيدان محشور و شهادت را نصيب ما بفرما.

الهى سينه‌اى ده آتش‌افروز از عشق تو باشد. در اين سينه دلى ده كه در فراق تو سوزد و با سوختن به اطراف خود روشنایى بخشد.

خدايا تو خود شاهدى كه برادران و دوستان با‌وفا، يكى پس از ديگرى بار سفر بستند و به سوى تو شتافتند و ما هم با  آن‌ها عهد و پيمان در ميدان‌گاه عشق و حقيقت بستيم كه راه اين شهيدان را ادامه دهيم. ديگر كسى از اين عزيزان نمانده و ما هم در فراق آنان در سوز و گدازيم و به ما هم توفيق  پيوستن به اين كاروان  عنايت بفرما. (جبهه كلاس اخلاق.)

«آنان‌كه  ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا با اموال و جان‌هاى خويش جهاد كردند، نامشان نزد خداوند بلند است و آنان رستگارانند.»

امير‌المؤمنين على‌(علیه‌السلام) مي‌فرمايد كه:

«جهاد، درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را  فقط به روى دوستان مخصوص خويش گشوده است.»

جهاد لباس تقوا و زره محكم خدایى و سپر مطمئن الهى است. اينك ما در جبهه نور عليه ظلمت و رو‌ياروى خصم كافر در نبرد سخت، در آزمايشى الهى قرار داريم، و از آن‌جا كه جبهه دانشگاه است، رزم‌گاه و محل خودسازى  وكلاس انسان‌شدن‌، نردبان تعالى و عروج انسانيت مي‌باشد، بايد آماده شد براى شهادت و رسيدن به لقاء خداوند، و ميسّر نيست مگر با تقوى.

برادران، بايد لباس تقوى و زره محكم ايمان را پوشيده و سپر مطمئن «توكلت علی الله»  را به دست ‌گرفته تا تبر ايثار را بر قلب كافر خصم بنشانند و او را در خون سياهش غوطه‌ور سازند. از اين رو نظر امت شهيد‌پرور را به نکاتى چند   از مسایل اخلاقى در جبهه‌هاى نور بر (علیه) ظلمت جلب كرده، تا كسانى‌ كه ‌مى‌خواهند وارد اين دانشگاه انسان‌ساز  شوند، تا بلكه خود را براى رزمى الهى آماده سازند، چه، ميدان‌گاه مؤمنان، توحيد واقعى در عمل و عبادات به   معناى گسستن از غير خداست. ازآن‌جایي‌كه در جبهه زمينه قطع وابستگى‌ها و بريدن (از) تعلّقات دنيوى فراهم و آماده است،  بهترين جا براى ارتباط نزديك با خداست.

در جبهه بايد تنها خدا را شاهد جهاد و تلاش دانست و تنها براى رضاى خدا  كار كرد. تنها چشم  اميد به  پاداش او داشت، تنها به او عشق ورزيد و به او دل داد و با او راز و نياز كرد.  اما دعاى الهى، خدایى،  بي‌شك در ارتباط با  اين روحيه است. از سویى رزمندگان خود را وسيله‌اى براى انجام مشيت الهى دانسته و فتح و نصرت را در دست  خدا مي‌دانند كه ما اگر پيروزى‌هاى خيره‌كننده را نتيجه تلاش و آتش سلاح‌مان بدانيم و به مهمات، اسلحه و نفرات غَرّه شويم، از روح توحيد دور خواهيم شد. بى‌شك بايد دانست تنها ايمان و شهادت‌طلبى و عقيده به حقانيت، از مهم‌ترين عوامل  پيروزى است.

جبهه؛ ميعادگاه خود‌شناسان جهاد فى‌سبيل‌الله، نمونه عينى به عمل نشاندن عقيده است كه شعارها به شعور تبديل شده و مدعيان (را) به  بوته آزمايش نهاده است.

جبهه؛ رزمگاه عقيده است و رزمگاه انديشه در تلاش (برای) از بين  بردن خصم ايمان و نفس اماره است.

جبهه؛ ميعادگاه خودشناسان و مقام خدا‌جويان است. لشگريان اسلام در جبهه‌هاى حق عليه ‌باطل، با نقاط ضعف خود، عادت‌هاى دنيوى و وابستگي‌هاى مادى و ناخالصي‌هاى روحى و ... در پيكارى ريختند(پیکار کردند) تا با پشيمانى از گناهان گذشته و دفع رذايل اخلاقى، به كسب فضایل پرداخته و خود را بشناسند و نفس سركش را لايق ديدار دوست گردانند و آن كنند كه مصداق آيه كريمه‌اى شوند كه فرمود:

«یا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية.»

«اى نفس آرميده، برگرد به سوى پروردگارت، تو خشنود و او پسنديده.»

جبهه؛ عبادت‌گاه عابدان شب در برابر متجاوزان تا دندان مسلح (است). رزمى را آغازكرده‌ايم، ‌در حالى‌كه ‌زره‌مان ايمان و سلاح‌مان دعاست. مجاهدِ عابد، از مقرّبان الهى است و دعا، سلاح برنده او و دفع بلا از اوست.

رسول خدا‌(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و سلم) بشارت داده‌اند كه دعاى پنج گروه مستجاب مي‌شود، و يكى از آنان، دعاى كسى است كه به جهاد مي‌رود و تا وقتى‌كه به اقامت‌گاه خود برگردد، دعايش مستجاب و مقرّب بارگاه الهى است.

مجاهدان و رزم‌آوران نور، با توسّل به ريسمان به هم پيچيده ‌(دعا‌)، همانند عابدان شب، خود را مهيا كرده تا رزمى چون شيران روز را بياغازند.

جبهه؛ پايگاه اخوّت و برادرى رزمنده‌‌اى منتسب به امام زمان‌(عج) است. (رزمنده) بايد مظهر اخلاق محمدى‌(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) و نمونه بارزى از لشگريان صدر اسلام باشد. او بايد خود را مزيّن به صفات و فضایل اخلاقى كرده و با دورى‌گزيدن از كفر و غرور، آداب معاشرت اسلامى را در پيش‌گيرد و با داشتن محبت و عفت ايمانى خود، در قلب مؤمنين جاى گيرد تا اخوّت و برادرى در بين مجاهدان محكم و ناگسستنى گردد.

مناجات‌نامه:

خدايا، تو خودشاهدى كه من جز رضاى تو، به جبهه نيامده‏ام و رضاى تو آن‌گاه حاصل خواهد شد كه توانسته باشم مأموريتم را با حداكثر كيفيت به انجام رسانم و من با تمام ضعف جسمى و روحى‌اى كه دارم، برای نبرد با دشمنان آماده‏ام.

اين حقير عمرى را به‌سر كردم، اى كاش! لحظه‌‏اى از آن را در غير عبادت مولا سر نمى‏كردم، ولى با اقرار به سختى روز جزا و عدل الهى و با وجود بار سنگين گناهانم، نمى‏خواهم از رحمت و مغفرت و گذشت خالقم، پروردگار جهانيان، لحظه‌‏اى غافل باشم و عاجزانه و ملتمسانه از كليه اقوام و دوستان و آشنايان و نزديكان و پدر و مادر عزيزم مى‏خواهم كه به خون پاك اباعبدالله(علیه‌السلام) اين بنده گناهكار را حلال كنند.

خداوندا در آن لحظه كه چشم دل ما به غير تو بخواهد بنگرد و از جهت محبت تو انحراف گيرد، نابينايش كن، تا جز تو كسى را نبيند و جز به جلال تو به چشم‌اندازى ديگر نگاه نكند، خدايا، ما آن دست و پا را نمى‏خواهيم كه در معصيت تو بجنبد.

درباره شهید

Sabz Map