تاریخ ایجاد: 09:44
سیدمحمد میرصالحی بروجنی
تصویر شهید
تاریخ ومحل ولادت:
تاریخ و محل شهادت:
شغل:
نحوه شهادت :
حمد و سپاس خداى را که فرد است و حمد و سپاس که انبیاء و اوصیاء و اولیاء را فرستاد تا راه چگونه زیستن را به انسان ها بیاموزد.
زندگینامه
وصیت نامه

شهید سید‌‌محمد میرصالحی بروجنی

نام پدر: سيدعباس

تاريخ‌تولد: 14/10/1337

تاريخ شهادت: 22/11/64

وصيت‌نامه:

بسم الله الرحمن الرحيم

«يا ولى‌المؤمنين يا غاية آمال‌العارفين یا غیاث‌المستغیثین يا حبيب قلوب‌الصادقين و يا اله‌العالمين.»

حمد و سپاس خداى را كه فرد است و حمد و سپاس كه انبياء و اوصياء و اولياء را فرستاد تا راه چگونه زيستن را به انسان‌ها بياموزد.

با سلام و درود به پيشگاه آقا امام زمان و نایب برحقش رهبر بزرگوار امت كه در شب سرد و تاريك ظلمت، دستمان را گرفت و از مرداب ذلّت و جهالت بيرون‌مان كشيد.

و سلام و درود بر ارواح تابناك ‌شهيدان گلگون كفن اسلام.

و سلام و درود بر اسيران و مفقودين، معلولين و مجروحين.

و سلام و درود بر ملت قهرمان ايران كه برگ برگِ تاريخى ديگر را به حماسه‌ها و فداكاري‌هاى خود منقوش كرد.

و سلام بر حسين‌(علیه‌السلام)، آموزگار شجاعت و شهادت كه درس چگونه زيستن را در برابر ظلم و فساد به ما آموخت.

خدايا من خود محتاج پند و موعظه هستم، اما چون در قرآنت امر فرموده‌اى به وصيت پيامبرت سفارش كرده است، به اين امر چند جمله‌اى را بر روى اين كاغذ مى‌آورم.

خدايا عمرى را كه تا اين‌جا رسانده‌ام بسيارش را در غفلت و اندوه به سر برده‌ام. كوله‌بارم پر از گناه است و اينك كه مى‌خواهم به سويت بيايم، چيزى در دست ندارم، اما دل بسته‌ام به الطاف تو اى خداى مهربان و بزرگوار، و اگر از من درنگذرى، نمى‌دانم كه سرنوشتم به كجا كشيده خواهد شد.

خدایا، سپاس مى‌گويم تو را كه مرا توفيق دادى تا در اين راه قدم نهم و مجاهد در راه تو باشم، و خوشحالم كه در بستر بيمارى يا عوامل طبيعى از بين نرفته‌ام.

من پيامى ندارم براى ملت قهرمان، چرا كه همه پيام‌ها را آن‌ها‌يى كه رفته‌اند و اينك در ميان ما نشسته‌اند، داده‌اند، اما بايد بدانيم اگر امروز از اين انقلاب حراست نكنيم، فردا بايد جوابگو باشيم.

پدر و مادر عزيز، شايد فرزند خوبى براى شما نبوده باشم، اما اميدوارم با ريخته‌شدن خونم در راه خدا، اول گناهان خودم پاك و بعد هم بتوانم براى شما مايه افتخار و سربلندى باشم، تا به حسين‌(علیه‌السلام) بگویيد كه ما هم قربانى داديم، تا به فاطمه‌(سلام‌الله‌علیها) بگویيد ما هم محسن داديم. پس بعد از شهادت من زينب باش و استقامت كن.

از برادران و خواهرانم مى‌خواهم من را حلال كنند و يك آن از خط قرآن و اسلام و رهبرى جدا نشوند.

همسرم تا‌كنون در مصائب صبر كرده‌اى، بعد از شهادت من هم بر مصائب صبر كن و بدان كه هر‌چه بيش‌تر سختى بكشى، اجرت بيش‌تر است. مهدى را به خدا و شما مى‌سپارم و درباره حقوقم و ساير اموال، خودِ شما صاحب اختيار هستيد. والسلام - ‌15/10/64

مناجات‌نامه:

اي خدا، اگر مرا به جرمم مؤاخذه كني، تو را به عفوت مؤاخذه مي‌كنم؛ و اگر مرا به گناهانم بازخواست كني، تو را به مغفرتت بازخواست مي‌كنم؛ و اگر مرا به آتش دوزخ بري، اهل آتش را آگاه خواهم كرد كه من تو را دوست مي‌داشتم. اي خدا، چگونه از درگاه لطفت محروم برگردم در صورتي‌كه به جود و احسان تو حُسن ‌ظن بسيار داشتم كه به حالم ترحّم كرده از اهل نجاتم مي‌گرداني؟

خدايا، من چند سال است آرزوي شهادت و چنين مقامي را از درگاهت طلب مي‌كردم و از اين كه اين آرزوي مرا در اين برهه از زمان و در امروز به اين حقير عطا كردي، در لحظه‌هاي آخر عمر سجده شكر مي‌كنم و اميدوارم كه همين‌طور هم با سجده در روز رستاخيز سر از خاك درآورم.

خدايا، گواه باش كه با دستي و كوله‌باري خالي دارم به سوي تو مي‌آيم. خدايا، در كوله‌بار من بجز عشق خودت، پيامبرت و حسينت و ائمه معصومينت چيزي نيست. خدايا، مرا به لطف خودت ميهمان خود كن. خدايا، شكرت مي‌گويم كه مرا در مسير دم جان‌بخش امام قرار دادي. خدايا، شكرت مي‌گويم كه جهاد را نصيبم ساختي كه با دشمنانت ستيز كنم. خدايا، حال كه مرا در اين مسير قرار دادي، مرا با شتاب هرچه بيش‌تر به انتهاي اين مسير ـ كه شهادت در راهت است ـ برسان.

خداوندا، عظمتت را به ما بشناسان تا جاهل نميريم. الهي، مي‌دانم اگر با عدل خود با من رفتار كني، هرگز نخواهم توانست آن را تحمل كنم. معبودا، اين عبد ضعيفت مي‌داند به خود ظلم كرده، اما باز هم نااميد نگشته.

خدايا، به من توفيق خدمت در راه خودت عطا بفرما. خدايا، بارالها مرا يك لحظه به خود وامگذار. خدايا، بارالها، در حالي‌كه همه چيز حكايت از مقابله كفر با ايمان داشت آمدم. خدايا، قدم‌هايم را استوار و خلوصم را كامل فرما.

بارالها، مرا بپذير و در جوار خود جاي ده و نعمت نظر به وجه خودت و مصاحبت رسولت(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و مقربين را عطايم كن. خدايا، مفسدين اين امّت را اصلاح بفرما و بينش و هوشياري مقابله با هر حركتي را كه اين نظام را به سوي انحراف از اسلام برد به آن‌ها عطا فرما. خدايا، امام، اين محور خيمه اسلام را، اين نور چشم خانواده‌هاي شهدا را حفظ كن.

پروردگارا، كريما، رحيما، داورا، اي محبوب محبّان، اي معشوق عاشقان، يا غياث‌المستغيثين، اي پناه بي‌پناهان، اي درمان دردمندان، اي سرمايه مستمندان، اي نجات‌دهنده گمراهان، اي نواي بينوايان، اي نياز نيازمندان، اي اميد اميدواران، كدام جستجوگر به جستجويت برخاست و تو را نيافت و كدام عاشق دلباخته به درگاه لطفت آمد و به وصال تو نرسيد؟ آنان كه در اين درياي پرخروش حيات به جستجويت برخاستند تو را يافتند، و آنان كه به عشق ديدارت با پاي دل به سويت آمدند، با ديده جان به ديدارت نايل شدند.

خداي من، شاهد باش و يك آن ما را به حال خودمان وامگذار كه از حقيقت دور افتيم. خدايا، من بيش از بارها به مكان مقدس جبهه، كه از هر نقطه‌اي به تو نزديك‌تر است، قدم نهادم، تو گويي آمدنم مخلصانه نبود كه مرا قبول نكردي. خدايا، سوگند به نام اعظم و پرشكوهت كه اين‌بار خالصانه رو به سوي تو كردم؛ مرا بپذير. خدايا، اين بار چنان به خاك ذلّت مي‌افتم كه قبولم كني. معبودا، مي‌دانم كه مرا دوست داشتي و با وجود اين‌كه بارها توبه شكستم، باز مرا پذيرفتي و به من لطف نمودي كه بار دگر به اين مكان روي آورم. بارالها، تو را به سالار شهيدان قسم كه مرا بپذير كه ديگر طاقت دوري ندارم.

خدايا، بعد از هدايت، قلب ما را ملغزان و مارا از لغزش و گناه مصون‌دار تا قبض عظماي شهادت نصيبمان گردد به موقع رفتن، تا بلكه خون سرخمان سياهي‌هاي قلبمان را بشويد و پاك گرداند.

خدايا، تو شاهد باش كه ما قدم براي رضاي تو برداشته‌ايم و بدون تو ما فناشدني هستيم، همان‌طور كه بارها در صحنه پيكار ثابت شد و براي ما عميقاً روشن است. خدايا، اي كاش مي‌توانستم در راه تو هزارها بار بميرم و زنده شوم و جانم را فداي تو سازم. چه بگويم؟ كه تو از دل‌هاي ما خبر داري و مي‌داني در درون ما چه مي‌گذرد.

خدايا، تو خود آگاهي كه آنچه از ناحيه ما صورت گرفت، رقابت در كسب قدرت يا خواهش فزون‌طلبي نبود، بلكه براي اين بود كه سنن تو را، كه نشانه‌هاي راه تواند، بازگردانيم و اصلاح آشكار و چشم‌گير در شهرهاي تو به عمل آوريم كه بندگان مظلوم و محرومت امان يابند و مقررات به زمين مانده تو از نو برداشته شوند.

اي خداي مهربان، سلام. اين بنده روسياهت را بپذير. اي معبود من كه نور عشق و ايمان را در دل‌هامان روشن كردي، زبانم از اين همه نعمت‌ها و الطافت عاجز است.

بارالها، شكر كه نور ايمانت را در قلب سياه و تاريك اين بنده گناهكار روشن كردي و راه حق و حقيقت را ـ كه همان راه خودت است ـ به من نشان دادي و مرا از راه‌هاي ضلالت و گمراهي دور كردي و سرانجام نيز سعادت آن را نصيب من كردي كه به لقاي تو بپيوندم.

خداي من، تو را به عزيزترين‌هايت كه روي اين زمين پا گذاشتند، به حسن و حسين(علیهم‌السلام) كه سيد جوانان اهل بهشتند، شهادت خالصانه در راهت را نصيب من حقير بگردان.

خدايا، تو را سپاس مي‌گويم كه دين مرا اسلام و رهبرانم را پيامبر بزرگت و ائمه معصومين قرار دادي؛ كتاب قرآن را براي هدايتم برگزيدي؛ از همه بالاتر مرا به بندگي خود قبول كردي و اجازه دادي كه بگويم «يارب!» و از اين بالاتر افتخار براي بنده‌اي ناچيز و ضعيف و حقير چه مي‌تواند باشد كه با معبود عظيم و اعلي خود راز و نياز كند و همه كارهايش را به او سپارد و تنها از او كمك بگيرد؟

خدايا، تو شاهد باش كه اينان چه بر سر انسانيت و شرافت و پاكي درمي‌آورند. خدايا، تو شاهد هستي كه تا زماني كه ايران و ملت ايران در فساد و آلودگي غوطه مي‌خورد، از شرّ شرق و غرب در امان بود؛ اما اينك كه ملّت و جوانان در پي تو هستند و مقصد و آمالشان تو هستي، قلب‌هايشان حرم دوستي تو گشته است؛ چگونه گرگان چنگ و دندان نشان مي‌دهند!

خدايا، خود گفتي «إن تنصروا الله ينصركم»، پس ببين چگونه دشمنان اسلام بر بندگانت حمله آوردند و در مقابل اين عاشقان درگاهت براي ياري دينت به پا خواسته‌اند. پروردگارا، ياريشان كن، همان‌گونه كه تابه‌حال ياري كرده‌اي و دعايشان را ـ كه «خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي(عج)، خميني را نگهدار» است ـ مستجاب فرما و بر پدر و مادرم رحمت فرست كه ابراهيم‌وار اسماعيلشان را در راه تو به قربانگاه عشق فرستادند و در اين راه به خود شك راه ندادند.

درباره شهید

 

Sabz Map