- کد خبر: 21278054 تاریخ ایجاد: 07:52
خطبه های نماز جمعه 98/03/03
تصویر خبر
نماز جمعه به امامت حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای عبدالهی (دامت برکاته) اقامه شد.
   بسم الله الرحمن الرحیم                       مورخ:3/3/1398
خطبه اول:
بسم الله الرَّحمنِ الرَّحیم الحمدللهِ الَّذی هَدانا لِهذا و ما کُنّا لِنَهتدیَ لو لا أن هدانا الله ، نَحمده و نَشکُره و نَستهدیه ، نَستغفره و نستعینه ، نَشهد أن لا إلهَ إلا الله وحدَهُ لا شریکَ له ، لَهُ المُلکُ و له الحَمد ، یُحیی و یُمیت و هو حیٌّ لا یَمُوت بیده الخیر و هو علی کل شیءٍ قدیر و إلیه المَصیر و نَشهدُ أنَّ السَّاعهَ آتیهٌ لا ریبَ فیها و أنَّ اللهَ یَبعَثُ مَن فِی القبورِ و نَشهَدُ أنَّ محمداً (صلّی الله علیه و آله و سلم) عبدُه و رسولُه و علی ذرّیته الطیّبین الطاهرین سیَّما بقیه الله فی الأرضیین عجل الله تعالی له الفرج و جعلنا الله من أنصاره و أعوانه و شیعته
أمَّا بَعد أوصیکُم عبادَ الله و نَفسی بِتقوَی الله
تقوای الهی را توصیه میکنم که این سفره ماه مبارک رمضانتان برای این است که هم مسیر تقوا را طی کنید و هم به حقیقت تقوا برسید؛ مسیر تقوا یعنی إمساک از آنچه خدا نهی کرده است؛ و رسیدن به حقیقت تقوا یعنی رسیدن به خدا و خواست خدا و رضایت خدا و رحمت خداست؛ در یک کلام خدایی شدن؛ مسیر تقوا یعنی خدایی زندگی کردن که نتیجه اش خدایی شدن است؛ نمونه اش را در ماه رمضان برای شما قرار داد؛ « کُتِبَ علیکم الصِّیام لَعلّکم تتّقون » 12 ساعت، 14 ساعت، تسلیم خدا شدی؛ شهوت و خوراک و تشنگی و همه­ی تمایلاتت را و خواسته های چشم و زبان و دستت را در اختیار خدا قرار بده؛ إمساک از خلاف، این طریقه تقواست؛ و رسیدن به نتیجه اش این است که آئینه دلت را ظرف خدا قرار بدهی؛ مرکز اقتباس أنوار خدا قرار بدهی؛ خدایی بشو و متصف به صفات الهی؛ « لَعَلَّکُم تَتَّقون ».
أیام بسیار ارزشمندی را داریم؛ تمام عمرمان و این شبها! ارزشهای همه عالَم و این چند شب و این هفته! شب قدر را داریم، شب قرآن را داریم، شب تقدیر را داریم، شب ولایت و امامت را داریم؛ من از هر کدامش، از هر بوستانی گلی بچینم.
تذکر: کجا هستیم؟! این هفته چه میکنیم؟! به کجا میرسیم؟! « إنا أنزلناه فی لیلهِ القدر » یکی از معانی قدر، شأن و اندازه است؛ گاهی در فارسی هم میگوییم تو چقدر بیداری؟! چه جایگاهی داری؟! خدا میفرماید: این شب، شب قدر است؛ جایگاهش و منزلتش بطوری است که خدا به پیغمبرش هم میفرماید: « و ما أدراک ما لیله القدر » تو از کجا فهمیدی جایگاه شب قدر چیست؟! اگر اشاره میکند که بالاتر از هزار ماه، بالاتر از 83 سال است، این برای تقریب به ذهن است و الا جایگاه و حقیقت اینکه شب قدر چیست و چه خبر است و خدا چه میکند، این را کسی نمیداند؛ حتی به پیغمبرش هم میفرماید: « و ما أدراک ما لیله القدر » در این زمینه همین بس.
امشب شب قرآن است؛ شبی است که خدای عالم همه­ی خلقت را برای بشر بوجود آورد تا بشر را به خودش وصل کند و به ابدیت برساند؛ در سوره الرحمان وقتی خدا بساط نظام خلقت را بیان میکند، اول میفرماید: « خَلَقَ الإنسان » و بعد سفره نعمت خلقت را تا آخر سوره بیان میکند؛ 33 جای این سوره بعد از بیان نعمتها و نظام خلقتش از من و شما برای توجه میپرسد « فبأیّ آلاء ربّکما تُکذّبان » کدامیک از این نعمتها را میتوانید تکذیب بکنید؟! اولینش خلقت من و شماست؛ میخواهد بگوید همه نعمتهای دیگر را برای تو پهن کردم اما قبل از اینکه خلقت انسان را ذکر بکند، میفرماید: « الرَّحمن * عَلَّمَ القرآن » اولین عطیه­ی رحمانیت من این است که برای توی انسان، قرآن قرار دادم؛ تا توی انسان از مسیر قرآن به هدف خلقت برسی؛ قرآن هم خودش مبارک است « کتابٌ أنزلناه مبارک » هم فرستنده اش مبارک است « تبارک الذی نَزَّلَ الفُرقان » هم مکان نزولش مبارک است « بِبَکَّهَ مُبارکا » هم زمان نزولش را مبارک قرار داده « إنا أنزلناه فی لیلهٍ مبارکه » خدا درباره قرآنش چه میگوید؟! چگونه قرآنش را به من و شما معرفی میکند؟! فرستنده قرآن و سرچشمه قرآن، کلام الله است؛ سخن خداست؛ بارها در قرآن این آیات ذکر شده « تنزیل من رب العالمین » « تنزیل من الرحمان الرحیم » « تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم » « تنزیل من حکیم حمید » و هر کدام اینها اشاره به مطالب بلندیست که وقت بیانش نیست؛ سرچشمه این قرآن از طرف رب العالمین است؛ برای ربوبیت و تربیت تو قرآن را فرستاده « تنزیل من الرحمان الرحیم » تا لایق رحمانیت ابدیتت بکند؛ آورنده اش « نزل به الروح الأمین » است؛ بالاترین ملک پاکش را واسطه آوردن قرآن قرار میدهد؛ جایگاه قرآن و منزل قرآن « علی قلبک » قلب پاک رسول الله است؛ آنکه به مقام « دنا فَتَدَلَّی * فَکان قابَ قَوسَین » رسید و آنجا « فأوحی إلی عبده ما أوحی ».
آنچه باید از قرآن در لیله القدر و شب معراج که به قلب نازنین پیامبر که « یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا » نازل شده، بخواهیم، پذیرش قرآن است؛ درباره قرآن همین بس که ببینیم کجای زندگی ماست؟!
و اما عزیزان! آنچه مورد توجه است این است که امشب شب تقدیر أمور است؛ آنچه باید برای ما در آینده عمر برسد، امشب تقدیر و اندازه گیری میشود؛ این یعنی چه؟! خلاصه بگویم: یعنی نتیجه اعمال سال گذشته­ی ما، نتیجه اعمال عمر گذشته ما، امشب دسته بندی میشود و تحویل خود ما میشود؛ این معنای تقدیر است از نظر آیات و روایات. امشب شبی است که گذشته ما و سال گذشته ما را نمره گذاری میکنند؛ خوشا حال آنهایی که نمره شان بیست است و وای بر من اگر نمره ام صفر باشد؛ حواسمان باشد؛ خدا رحمت بکند علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) را، در تفسیرشان نکته مهمی را میفرمایند قریب به این مضمون: عزیزان! ملک الموت که برای قبض روح می آید، شکل معینی ندارد؛ شکلش، حالتش و اثرش، افکار و اخلاق و رفتار خود ماست؛ عزرائیل یعنی تجسم اعمال خود ما؛ ببین نور بودی؟! گره گشا بودی؟! غصه زا بودی؟! دستگیر بودی؟! نجات دهنده بودی؟! وصل به خدا بودی؟! پاک بودی؟! یا نه، برعکسش؟! قرآن میفرماید: « و کُلَّ إنسانٍ ألزمناهُ طائرَه فی عُنُقه » هرکسی در گرو عمل خودش است؛ اینطور نیست که بگوییم یک حرفی زدیم تمام شد رفت؛ نه، تمام نمیشود و نمیرود؛ بلکه قرآن میفرماید این حرف را زدی، گردن گیرت میشود؛ اصلاح کردی، کارت اصلاح میشود؛ گره زدی، کارت گره میخورد؛ این معنای تقدیر است. یکی از اصحاب پیامبر خاتم أنبیاء محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) عاصم بن وائل است؛ یک آدم عاقل و دانشمند و بسیار قوی بوده، دیر اسلام اختیار کرد اما وقتی اسلام اختیار کرد خوب اسلام را پیاده کرد؛ وقتی میخواست برود، یک نصیحت از پیغمبر خواست؛ حضرت فرمودند: این را یادت نرود ( مخاطب این صحبت پیامبر همه من و شما هستیم ) « إنَّ مع الحیاهِ موتا » با این زندگی، مرگ هم هست؛ با دنیا، آخرت هست؛ « لکل شیء أجلا » هر چیزی پایانی دارد « لکل شیء حسیبا » خدا برای هر چیزی حسابی باز کرده؛ کار خدا بی حساب نیست؛ بعد میفرماید: وقتی میخواهی از دنیا بروی « إن لک لابد مِن قرین یدفن معک » همه شما مضمونش را شنیدید و میدانید، میفرماید: وقتی انسان میمیرد، لابد و ناچار است و دست خودش هم نیست که یک قرین و یک همنشینی در قبر خواهد داشت. آنچه که از 70 سال عمرت با خودت میبری، آن قرین تو میشود و بس. زحمتهای دیگر مال دیگران است، گوارای وجودشان هنیئاً لهم.
ویژگی اش این است که دیگر تو مرده ای و قدرت حرکت نداری اما او زنده است در کنار تو؛ در دنیا برعکس بود؛ در دنیا ما زنده بودیم، عمل مرده بود و اختیار عمل به دست منِ زنده بود؛ عمل بد انتخاب بکنم یا خوب انتخاب بکنم، دست من است اما تا قبل از مردنم؛ پیغمبر میفرماید: وقتی در قبر رفتی آن عملی که 50 سال انجام دادی و اسیر دست تو بود و تو حـاکم بر او بودی، در قبـر برعکس است و همان عمـل بالای سر تو زنـده است اما تو مرده ای؛ ویژگی دومش این است که « إن کان کریما أکرمک و إن کان لئیماً أسلمک » پناه بر خدا! اگر عملت خوب و کریمانه باشد، خوشا بحالت؛ با کرامت، با تو برخورد میکند اما اگر لئیم و پست باشد همانطور با تو برخورد خواهد کرد؛ ویژگی دیگرش هم این است که از تو جدا نمیشود؛ محشور شدنت با او خواهد بود؛ همان عمل، تو را به دادگاه میبرد پیش خدا؛ در محضر الهی از تو هیچ سوالی نمیشود مگر از طرف این قرین و همنشین؛ بعد میفرماید: « و هو عملک » این قرین با این ویژگیها عمل توست؛ بنابراین عزیزان! شب تقدیر است و هر امری را خدای متعال حکیمانه تقدیر میکند؛ تقدیر عمل ما یعنی دسته بندی عمل ما، نمره گذاری عمل ما، تجسم عمل ما، هم در دنیا و سال آینده و هم در قبر و قیامت تا ابدیت در بهشت یا جهنم؛ این معنای تقدیر است. البته یک خوشبختی هم داریم اینکه خدای متعال شب قدر را سه شب قرار داده برای این است که به ما فرصت بدهد؛ بخدا میتوانیم همه­ی نامه آلوده و سیاه و تاریک را تبدیل بکنیم به نور؛ فرصت هست؛ بروید این چند شب را آنهایی که قهرند، آشتی بکنند؛ آنهایی که حلال و حرام کردند، درستش بکنند؛ بنویسند و معین بکنند و خلاصه یک تحول، یک تغییر دلی و عملی در برابر خدا داشته باشیم؛ خود خدا فرمود هر که بیاید، ردش نمیکنم.
و اما سخن آخرم، شب ولایت است و شب امامت است و شب أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام)؛ آنکه خدا میخواهد بفرماید: اگر قرآن دارم، اگر شب قدر دارم، همراه با علی (علیه السلام) دارم؛ علی (علیه السلام) کنار قرآن و کنار شب قدر است؛ علیست وسیله رفتن به سوی خدا و آمرزش؛ علیست آنکه در کعبه چشم باز میکند و در محراب با محاسنی غرق به خون، به خدا وصل میشود و نتیجه عمرش این میشود که میفرماید: « فزت و رب الکعبه »؛ این علی (علیه السلام) مشعل است برای ما همانگونه که قرآن مشعل است؛ لذا خدایا ما امشب هم قرآنت را بالای سر میگذاریم و هم بعلیٍّ بعلیٍّ میگوییم؛ یعنی هر دو سرمشق راه ما خواهند بود؛ علی (علیه السلام) که زندگی­اش این است، همه حرفش این است، همه پیامش به من و شما این است: « کفی بی عزاً أن أکون لک عبداً و کفی بی فخراً أن تکون لی ربا » خدایا! این عزت برای منِ علی و برای هر پیرو علی، این است که در دنیا، بنده­ی تو باشیم و خدای من، تنها تو باشی و بس. این عزت است و این افتخار است.
أمیرالمومنین این شبها خودش را آماده و مهیا میکند؛ محبت به بچه ها را ببینید، عاطفه را ببینید، خودش به بچه هایش میفرماید: من را دعوت بکنید؛ 4 شب قبل، میهمان امام حسن (علیه السلام) بود، شب بعدش افطار را میهمان حسینش بود، شب بعدش خانه زینبش بود، امشب هم خانه ام کلثوم میهمان است؛ قربانت علی جان! ام کلثوم حالا میهمان پیدا کرده؛ پدرش علی به میهمانی­اش آمده؛ میداند پدرش علی نان جو میخورد و نمک؛ خب میهمان است، سفره میهمان باید رونق بیشتری داشته باشد؛ برای بابایش علی یک ظرف شیر هم گذاشت کنار نمک و نان جو؛ علی یک نگاهی کرد و فرمود: عزیزم! دخترم! کِی دیدی پدرت غیر از نان جو و نمک چیزی بخورد؟! أم کلثوم دید پدرش امشب پریشان است، حال آرامش ندارد، گاهی می آید نگاهی به آسمان می اندازد با خدا حرف میزند، دل ام کلثوم را آتش میزند، علی چشمش به آن فجر افتاد فرمود: ای فجر! کی طالع شدی که چشمان علی به خواب باشد؟! ای به قربان چشمانی که همه­ی عمرش در وقت فجر، اشک بار در خانه خدا بود؛ ام کلثوم پریشان است؛ چرا پدرم امشب این حالت را دارد؟! همینطور در خانه قدم میزند؛ یک وقت دید منادی بین زمین و آسمان ندا داد: « ألا قد قتل علیّ المرتضی » علی را کشتند؛ پریشان وار آمد سراغ برادرش حسن و حسین دید بابایشان را با صورتی غرق به خون و فرقی شکافته به طرف منزل میبرند؛ دم در خانه فرش را زمین گذاشتند، فرمود: عزیزانم! زیر بغلهایم را بگیرید تا با پای خودم به خانه بروم؛ زینب و ام کلثوم نمیتوانند من را با این حالت ببینند؛ قربانت علی، کجا بودی وقتی زینب آمد بالای تل زینبیه حسینش را غریب بین نیزه ها دید.
خدایا به أمیرالمومنین، به قرآنت، به رحمت شبهای قدرت، ما را بی بهره مگردان
خدایا به محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم أجمعین) این شبها پیروزی اسلام، شکست دشمنان، عنایت مسئولین ما، عظمت رهبری ما را مقدر بگردان
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله أحد * الله الصَّمد * لم یلد و لم یولد و لم یکن لَّه کفواً أحد
خطبه دوم:
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله قاصم الجبّارین ، مُبیر الظالمین ، مُدرک الهاربین ، صریخ المستصرخین ، موضع حاجات الطالبین ، مُعتمد المؤمنین ، اللهم صل علی عبدک و رسولک ، أمینک و صفیّک ، خیرتک مِن خلقک ، حافظ سرّک و مبلّغ رسالاتک سیدنا و نبینا أبی القاسم المصطفی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و صل علی علیٍ أمیرالمؤمنین و وصیّ رسول رب العالمین و صل علی الصدیقه الطاهره فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین و صل علی سبطی الرحمه و امامی الهُدی الحسن و الحسین و صل علی سائر الائمه علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر المهدی عجل الله تعالی له الفرج و جعلنا الله من أنصاره و أعوانه و شیعته
أما بعد أوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله
توصیه به تقوا را از زبان أمیرالمؤمنین در این شبها میانه­ی بستر شهادت عرض بکنم؛ در کنار فرزندانش نه تنها فرمود: أوصیکما شما فرزندانم را، بلکه « مَن بَلَغَهُ کتابی » همه شیعیانم و نه تنها همه شیعیانم بلکه آنان که حق خواهند و حق طلب و نامه من به دست آنها میرسد « أوصیکم بتقوی الله » تقوای الهی و بندگی خدای متعال یعنی از حریم بندگی جدا نشدن است وگرنه از حریم راه سعادت جدا شدن و راه صراط مستقیم را پشت کردن و به بیرزاهه ها رفتن، یعنی به جایی نرسیدن است؛ توصیه های بعدش: « الله الله فی الصلاه ، الله الله فی الجهاد بأموالکم و أنفسکم » مراجعه کنید وصیت پدرتان علیست به شمـا؛ « الله الله فی القـرآن » دشمن سبقت نگیرد بر شما در عمـل به قرآن و اینکه او در علم جلو بیفتد و شما عقب بمانید؛ « الله الله فی جیرانکم ، فی أرحامکم ، فی أیتامکم » و توصیه های دیگرش.
ما از نظر حوادث تاریخی، دیروز جنگ بدر را در صدر اسلام داشتیم، امروز فتح خرمشهر را داریم، فردا روز دزفول و روز مقاومت و پایداری را داریم، روز بعدش پیروزی یک مشت شیعه حزب اللهی لبنان بر بزرگترین قدرت از قدرتهای نظامی جهان را داریم که همه اینها گویای دست غیبی پروردگار عالَم است که بالای سر بندگان مجاهد و بندگان مؤمنش است.
عزیزان! ظاهرا 31 بار قرآن، آیاتش با « اُذکروا » شروع میشود یعنی به یاد بیاورید، فراموش نکنید؛ یکی از آنها در رابطه با جنگ بدر است: « واذکروا إذ أنتم قلیلٌ مُستضعفون فی الأرض تَخافون أن یتخطَّفَکُم الناس » آیه 26 سوره انفال حتما مراجعه بکنید که جنگ بدر را در این سوره مفصل بیان فرموده؛ خدا چه میفرماید؟! این مطالب معجزه و اعجاز است که فقط مخصوص زمان پیغمبر نیست؛ عرض کردم یکی از مصادیقش سال دوم هجرت، اول حکومت و اول نظام اسلامی بود، نمونه دومش زمان ما فتح خرمشهر است؛ این دلیل بر این است که قرآن و مطالب قرآن مال وقت نزول فقط نیست؛ وقت نزول، شأن نزول است اما قانونش کلی­ست.
جریان دزفول را اشاره کنم؛ جریان پیروزی حزب الله را همه تان میدانید؛ ببینید این آیه چه میفرماید؟! میفرماید: « اذکروا » یادتان نرود آن وقتی که شما از نظر تجهیزات و از نظر قوا و از نظر حکومت ضعیف بودید « یتخطَّفکم الناس » نمیفرماید یک دسته دشمن بلکه دشمنان گوناگون و همه دشمن شما بودند، تخطف هم به معنای این است که میخواستند از شما اثری باقی نگذارند؛ یادت نرود آن وقت را که هیچی نداشتی و دشمنان همه شان با تمام قوا میخواستند شما را بگیرند و اثری از شما نگذارند؛ خدا در مقابل چه کرد؟! « فآواکم » خدا شما را پناه داد « و أیَّدکُم » خدا شما را تأیید کرد و نصرت داد  « و رزقکم مِن الطّیبات » خیلی رزقهای مادی و معنوی را سرازیر وجود شما و کشور شما کرد « لعلّکم تشکرون » یادت نرود شکر خدا را بجا بیاوری.
وقتی پیغمبر گزارش گرانش برگشتند و مأمورین اطلاعاتی آمدند و از دشمن خبر آوردند، گفتند حدود هزار نفرند، وقتی نام عده ای از آنها را بردند بنی امیه و عتبه و ولید و شیبه و و و پیغمبر فرمود: مکه جگر پاره های خودش را بیرون انداخته؛ دلاوران و بزرگانش با آن سلاح های جنگی شان حدود هزار نفر؛ این طرف چند نفر بودند؟! همه نوشتند 313 نفر. این جنگ در سال دوم اتفاق افتاد، یک سال و نیم قبل، پیغمبر بین چهل شمشیر زن خودش را نجات داد و تنها آمد؛ عده ای مسلمان شدند و تمام زندگی شان را گذاشتند، خانه و سرمایه و همه را؛ آمدند در دیار غربت و هیچی ندارند؛ عده ای از آنها در خانه رفقا و آشنایان و عده ای هم در مسجد سر یک سفره. تجهیزات جنگی ندارند و عده ای فقط شمشیر دارند مقابل هزار نفر. خدا میفرماید: شما ضعیف، آنها قوی، اما خدا چه؟! « فآواکم و أیَّدکم » یک ربع، بیست دقیقه بیشتر طول نکشید پیغمبر 70 لاشه عتبه و شیبه و ولید و گردنکشانشان را در چاه ریخت و 70 نفرشان را اسیر کرد و باقی دیگر هم فرار کردند. خرمشهرمان چه؟! دشمن بعد از اینکه خرمشهر را تصرف کرد، استاد غلامرضایی گفتند، نقل کردند بیست نفر از مستشاران آمریکایی و روسی را برای اینکه خرمشهر را مبدل کند به یک دژ محکمی که هیچ نیرویی با هیچ قوایی نتواند اینجا را تصرف بکند، آنچنان تجهیزات پیچیده نظامی از داخل و خارج آوردند و بسیاری از ساختمانها را خراب کردند تبدیل به دژ کردند؛ من خودم سر زدم این خانه های اطراف را، آنهایی را که خراب نکرده بودند هم سقف بتنی زده بودند، هم دیواره ها را دیواره های سیمانی زده بودند؛ داخل شهر میدانهای مین قوی، شبکه های لوله ای که سراسری بود و وقت خطر، آتش میزدند و سرتاسر را آتش میگرفت و برنامه های دیگر؛ از بیست و چند روز قبل، عملیات شروع شد در قسمتهای مختلف؛ من بگویم شاید متر به مترش را یک شهید دادیم تا این عظمت به دست آمد؛ بیرون شهر را میدانهای مین، هر نوع تجهیزات جنگی برای منع ورود هر نیرویی تا میتوانستند بکار بردند؛ لذا کارشناسان نظامی تصرف اینجا را بوسیله ایران غیر ممکن میدانستند؛ بیخودی صدام نمیگوید اگر خرمشهر را گرفتند کلید طلایی بصره را میدهم اما خدای متعال فرمود: « فآواکم و أیّدکم » خدا شما را پناه داد و خدا شما را کمک کرد؛ وقتی مثل امروزی، وارد میشوند خدا رحمت بکند شهید حسین خرازی را که یکی از فرماندهان میگفت دیدم حسین در خرمشهر میگوید ما مشغول گرفتن اسیریم؛ از 36 هزار نیرو 19 هزارشان را به اسارت آوردند؛ اگر 19 هزار قالب یخ را میخواستند بیرون بیاورند به این آسانی نبود؛ 16 هزار کشته و زخمی از آنها تلفات گرفتیم و آمارهای بسیار قابل توجهی که وقت بیانش نیست؛ تنها هواپیماهای ساقط شده و منهدم شده اش را تا 40 فروند نام برده اند؛ رسانه های گروهی و بعدش گاردین اینطور نوشتند: سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراق. بی بی سی گفت: خرمشهر بدست نیروهای ایرانی آزاد و ایران، هم رسما و هم اسما پیروزی خود را در جنگ اعلام کرد و جشن گرفت. خدا رحمت بکند امام را که مطالب ارزنده ای دارند، فرمودند: دست خدا از آستین سلحشوران اسلام و سربازان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیرون آمد و به آرم « ما رمیتَ إذ رمیت » مفتخر شدند و بعد امام میفرمایند: من چطور میتوانم تشکر بکنم؟! عمل شما و پیروزی شما پرچم اسلام را در خرمشهر، مرکز امید دشمن، به اهتزار درآوردید و طنین الله اکبر را در خونین شهر به صدا در آوردید، مورد تقدیر منجی بشریت و برپا کننده عدل در نظام اسلام روحی لتراب مقدمه الفداء هستید. امام فرمود: دزفول حق خودش را به اسلام أدا کرد و از امتحان خوب بیرون آمد. دزفول از نظر جغرافیایی به گونه ای بود که دشمن میخواست با دو لشکرش آنجا را تصرف بکند و تصرف آنجا یعنی دور زدن خوزستان و همه چیز به نفع صدام تمام میشد؛ لذا اینها 176 موشک در این ایام جنگ در همین دزفول زدند، 2500 گلوله توپ، 331 راکت هواپیما، در نتیجه 2610 شهید از بچه یک ساله تا پیرمرد و پیرزن چندساله و جوانان. و اما عجیب این است که یک روز حتی نماز جمعه این شهر، زیر این همه موشک و راکت و توپ تعطیل نشد به امامت آیت الله قاضی؛ هنیئا لهم. لذا روز 4/3 را روز دزفول، روز مقاومت و پایداری نامگذاری کردن.
و اما 5/3/79 پیروزی حزب الله لبنان در برابر آن گردنکشانی که هم خودش میگوید بزرگترین قدرت نظامی جهان را دارد، هم ابرقدرتها و وابسته های عربشان کمک میکردند به آنها؛ رئیس شورای امنیت ملی رژیم صهیونیستی میگوید در این جنگ باند مسلح ما از هم پاشید و حزب الله قرارگاه های آن را تصرف و ما ناچار به عقب نشینی شدیم و با سرعت از لبنان خارج شدیم بعد در پرانتز میگوید فرار کردیم! رژیم صهیونیستی با همان جنایاتش، با همان شعار از نیل تا فراتش، امروز میگوید بزرگترین خطر برای اسرائیل حزب الله است که در این دهه­ی أخیر بزرگترین تهدید شده است بویژه آنکه پشتوانه او ایران است. این بود وعده های خـدا، این بود مصداقهای زمان پیغمبـر تا زمان گذشتمان؛ اما در آینده به سوره توبه مراجعه بکنید: « و إن تصبروا و تَتَّقوا لا یضرّکم کیدهم شیئا » مگر نمیبینید در سایه مقاومت هیچ غلطی نکردند؟! امروز هم اگر استقامت کنید، تداوم بدهید و مسیر تقوا و دین و خدا و رهبری را رها نکنید « لا یضرکم شیئا » هیگونه خدعه و برنامه و نقشه دشمن بر علیه شما نمیتواند کارگر باشد؛ رهبرمان هم همیشه همین را گفته؛ بارها گفتند: مقاومت؛ عقب نشینی هر چه کردید او سریعتر و قویتر جلو می آید؛ هر چه مقاومت کردید، شکست خورد و نا امید شد؛ تداوم بدهید؛ به دشمن اعتماد نکنید، پشتوانه اقتصادتان را آنها قرار ندهید، سرمایه های داخلی، نیروهای انقلابی، جوانهای جهادی و برنامه هایی که راه امام بوده و هرگونه رهنمود رهبری باید به آنها توجه بشود.
خدایا به آبروی أمیرالمؤمنیت این جانشین أمیرالمومنین را مؤید بدار
خدایا آنکه امروز اهداف علی (علیه السلام) را علی وار اعلام میکند و مقابل دشمنان خارجی و نقشه های نفوذی ایران ایستاده است و این نظام علی را و نظام شهدا را و نظام مقاومت را حفظ کرده است، بحق أمیرالمومنین پیروزش بگردان؛ حامیانش را یاری کن؛ موانع راهش را کنار بزن
خدایا به محمد و آل (صلوات الله علیهم أجمعین) توفیق بهره مندی از أیام آینده به همه مان عنایت بفرما؛ بارانهای رحمتت نازل کن؛ مرضامان لباس عافیت بپوشان؛ جوانانمان حفظ کن؛ مشکل دین و دنیاشان حل کن؛ فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسان.
بسم الله الرحمن الرحیم إذا جاء نصر الله و الفتح * و رأیت الناس یدخلون فی دین الله أفواجا * فسبِّح بحمد ربّک و استغفره إنّه کان توابا

 


 

Sabz Map